تبليغاتX
روزهای برفی
 
روزهای برفی
 
 
روزنامه نگاری خوانده ام،فعلا هم با روزنامه نگاری زندگی می کنم اما مطمئن نیستم روزنامه نگار باشم
 
خورشید کف خیابان دراز کشیده

تمام روز دلم می‌خواست

کنارش بخوابم

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 16:40  توسط زینب اسماعیلی  | 
مدت زیادی است ننوشته‌ام  و امشب هم اصلا نمی درانم در مورد چی بنویسم.

در مورد دلفین ها که گفتند لای تور صیادی یکی از کشتی های کوشا که متعلق به یک شرکت خصوصی است بنویسم؟ وقتی نمی‌توانم بنویسم که رییس شرکتش وابسته به یکی از مقامات است چه فایده؟!

در مورد ترافیک هر روزه شهر ،آدم ها یا ماشین ها چه فرقی می کند؟چقدر تکراری است!

از تهران امروز دو هفته ای می شود که بیرون آمدم و فعلا حسابی درگیر کارم.

درختچه‌های وسط بلوار کشاورز قرمز شده،حتما یه سری بزنید.

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 18:27  توسط زینب اسماعیلی  | 
 
  بالا