تبليغاتX
روزهای برفی
روزنامه نگاری خوانده ام،فعلا هم با روزنامه نگاری زندگی می کنم اما مطمئن نیستم روزنامه نگار باشم

زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

 دین را دوست دارم ، ولی از کشیش ها می ترسم !

 قانون را دوست دارم ، ولی از پاسبان ها می ترسم!

 عشق را دوست دارم، ولی از زن ها می ترسم!

 کودکان را دوست دارم ، ولی از آیینه می ترسم!

 سلام را دوست دارم ، ولی از زبانم می ترسم!

 من می ترسم، پس هستم ! این چنین می گذرد روز و روزگار من!

 من روز را دوست دارم ، ولی از روزگار می ترسم!

  حسین پناهی     

 

 

 

 

نوشته شده توسط زینب اسماعیلی در ساعت 2:45 | لینک  | 

عصر روز گذشته انفجاری در عسلویه رخ دادکه منجر به سقط جنین یک خانم باردار و زخمی شدن جند نفر و آسیب خانه‌های چند روستا شده‌است.

محل انفجار یک کیلومتری روستای چاه مبارک بوده و مسئول آن شرکت صحرا دشت، (سهامی خاص) پیمانکار احداث اتوبان قطعه عسلویه به بندو(آخرین روستای استان بوشهر) بوده که اقدام به منفجر کردن کوه با چاشنی بسیار بالاتر از حد معمول کرده است طبق گفته شاهدان عینی سنگ‌ها به بیش از ۲۵۰ متر به هوا پرتاب شده است.

این انفجار روستاهای چاه مبارک،مروع،سواحل،سهمو شمالی، سهمو جنوبی و بندو با جمعیت بیش از ۹۰۰۰ نه هزار نفر را تحت تاثیر مستقیم  قرار داد و بقیه روستاها نیز موج آن را احساس کردند.

انفجار مهیب باعث ایجاد رعب و وحشت شدید در بین اهالی بخصوص زنان و کودکان شده، شیشه های همه منازل ۶ روستا شکسته و برخی از اهالی نیز زخمی و تعدادی نیز بصورت اورژانسی به بوشهر اعزام شده‌اند. بسیاری از خانه های روستایی ترک برداشته و برخی نیز منهدم شده اند.

شنیده‌ها حاکی است این انفجار موجب سقط جنین یکی از خانم های باردار در روستای سهمو شمالی شده است.

در محل انفجار فقط یک نگهبان حضور داشته‌است.

 

نوشته شده توسط زینب اسماعیلی در ساعت 17:3 | لینک  | 

چقدر زندگی و ارتباطات انسانی پیچیده شده است. دلم می خواهد یکبار دیگر سر کلاس ارتباطات انسانی بنشینم و به این موضوع به عنوان یک واحد درسی فکر کنم.
نوشته شده توسط زینب اسماعیلی در ساعت 21:22 | لینک  |