تبليغاتX
روزهای برفی - اگر هورتون صاحب ما بود
روزنامه نگاری خوانده ام،فعلا هم با روزنامه نگاری زندگی می کنم اما مطمئن نیستم روزنامه نگار باشم

این روزها همه چیز من را به ياد آنچه بر ما رفته مي اندازد.

از فیلم درباره الی و پرونده زیرکانه همشهری جوان درباره الی و پینوکیوهایش تا کارتون هورتون كه تلويزيون ايران پخش كرد.

یادتان هست که قبل از انتخابات چه موجی از دروغ پردازی و دروغ ستیزی در کشور به راه افتاده بود. دروغ دروغ و دروغ. از نمودارهای تورم و گرانی تا دروغ در مناظره و سخنراني پيروزي و ...

حالا هنگام دیدن فیلمی که به قصد در این حال و احوال بد به اکران درآمده، دروغ می بینی، دروغ و دروغ ....

در کارتون هورتون هم کانگورو تلاش می کند آن گل شبدر که هورتون در خرطومش سفت نگه داشته و مدعي است عده اي در آن زندگي مي كنند را بگیرد. او می گوید که او با آن گل، حواس بچه هایشان را به دنیاهای دیگری جلب می کند آنوقت دیگر نمی شود بچه ها را کنترل کرد.

( مثل تفکر موجود در کشور که از ماهواره و ارتباط با دنیا هراس دارند)

اما هورتون معتقد است که در آن شبدر افرادی زندگی می کنند که نباید مورد آزار واقع شوند حتی اگر فقط یک شهردار باشد.

حالا در ايران امروز جمعيت 12 تا 14 ميليوني - بر اساس آماري كه خودشان از آراي مير حسين داده اند- معترض هستند اما نبايد اعتراض كنند در ضمن به راحتي مي توان آنها را كشت.

 كاش ما هم روي يك گل شبدر زندگي مي كرديم و يك فيل از ما مواظبت مي كرد.

شرايط اين روزهاي ما تلخ بي پايان است نه پايان تلخ.

 

 

نوشته شده توسط زینب اسماعیلی در ساعت 13:52 | لینک  |