دریغ از لختی همدلی
آقای وزیر جمعه شب، راحت خوابیدید، آقای سردار شما چطور؟ وقتیکه بچههای بروجنی توی اتوبوس ترمز بریده از ترس جانشان، هر چه دعا تا آنروز یاد گرفتهبودند، زمزمه میکردند؟
شب راحت بر بستر نرمتان غلت زدید، وقتیکه بچهها وسط زمین و آسمان، زخمی و خون آلود، برخی جان از نفس دررفته و برخی آخرین نفس را میکشیدند؟
صبح شنبهتان را که حتما خوب شروع کردید، روز اول هفته، شاد و قبراق بودید؟ نماز صبح و ورزش صبحگاهی، صبحانه مفصل، آخر پزشکان میگویند صبحانه مهمترین وعده غذایی است. قبراق شروع نکرده بودید که بعد از ظهر به آن صراحت مثالزدنی که به خیلی چیزهای دیگر شبیه بود، نمیگفتید بروید از مسئولش بپرسید. مسئولش دقیقا که بود که خبرنگاران بروند بپرسند؟ تفاهمنامه آموزش و پرورش و سازمان بسیج که به هر دوی شما مسئولیت میدهد، نکند مصداق «آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشود یا بی نمک» شده. آش شما آنقدر شور شده که با انداختن توپ در زمین خبرنگاران و به گردن آنها انداختن اشتباهتان، راه چاره این شوری نیست. اگر نبودند این قشر، شما تقصیر اشتباهات پی در پی تان را به گردن که میانداختید.
اتفاقا حالا میخواهم روی صحبتم را با سردبیران و مدیرمسئولان مطبوعاتی ببرم که موضوع را به خبر کوتاهی لای صفحات یا دست پر، تیتر کوچکی در صفحه اول خلاصه کردند. ارزشهای خبری میگوید که بمبگذاری در بیروت یا عملیات شهادت طلبانه در ... اهمیت بیشتری از کشته شدن 26 دانش آموز و معلم وهمراهانشان در برگشت از اردوی راهیان نور دارد؟ دربرگیری، مجاورت، تعداد، استثنا؟ کدام این ارزشهای خبری این حکم را به شما میدهد. اصلا ارزشهای خبری اهمیت دارد یا ارزشهای دیگری؟
آقای عزتالله ضرغامی، رئیس محترم سازمان صدا و سیما شما چطور؟ راحت خوابیدید وقتی خبر حادثه را فقط به دلیل انتشار پیام تسلیت مقامات حکومتی اعلام کردید؟ البته شما که خبره کار شدهاید، در پوشش خبری ندادن به زلزله اهر و هریس نشان دادید که چطور میتوانید حوادث را نادیده بگیرید و بعد آنگونه که خواستید خبرنگارانتان را شوت کنید وسط ماجرا تا با کادر بسته آنچه میخواهید نشان دهند و آنچه نمیخواهید هیچ وقت بازگو نشود. چادرهای برافراشته، کمکهای مردمی و دولتی به زلزله زدگان، شروع آوار برداری، خانههای که ساختشان شروع شده و احتمالا این روزها هم سکوت کردهاید چون هنوز وقتش نیست بگویید زلزله زدگان از سرما تا صبح نمیلرزند. مهم نیست وعده دو ماهه دولت برای خانهسازی . با اندکی اغماض میشود از بچههای سرمازده اهر و هریس گذشت. حالا چه برسد به حادثه ای برای یک اروی دانشآموزی، که فکر میکنید مردم زود یادشان میرود.
آقای صدا و سیما! اگر کسی گفته که این کار «انگارهسازی» و «سیاست رسانهای » و ... است، اتشباه گفته، این عین دروغ به خورد مردم دادن است.
آقای وزیر آموزش و پرورش، آقای سردار، آقای صدا و سیما، راحت خوابیدید وقتی دیدید بین جمعیت آن شهر که سیاهپوش به خیابان آمدهبوند، شما هیچ جایی نداشتید؟ حتی برای اندکی همدلی؟ وقتی معاون آموزش و پرورش استان را در مراسم تشییع جنازه هو میکنند، به خاطر این است که همدلی نکردید با آنها که آنروز نه دیه میخواستند که بیمه ماشین و بیمه سفر را به رخشان کشیدید نه کمک مالی. تنها بچههایشان را میخواستند که صدای خندهشان بپیچد روی دیوارهای خانه؛ نه عکس آخرین خندهشان با روبان مشکی روی طاقچه آنقدر بماند تا پدر و مادرهایشان کمر خم کنند، زیر بار این غم.
آقای وزیر، آقای سردار، آقای صدا و سیما – خدا نکند- اما اگر بچههای خودتان بودند، اینگونه صاف میایستادید و میگفتید جادهها هر ساله قربانیان زیادی ميگیرد اینها هم جزو حوادث جادهای بودند.
منتشر شده در روزنامه فناوران شنبه 6 آبان 91/ یک هفته بعد از حادثه